محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1193
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
آن را با موم و روغن جهة جرب متقرح و با سركه جهة ورم سپرز مفيد و مضرّ محرورين و اطفال و ضعيف البنيه و دو درهم غير مدبّر آن كشنده است و بدون تدبير و مصلح بغايت مضر جكر و منقى و مورث غم و كرب و قدر شربتش با مصلحات از شش قيراط تا نيم درم و شير كياه انمحرق و اكال و كشنده و ضماد آن در برص و بهق جايز است و سبب اطلاع بر مازريون را ملا احمد تبتى در تاريخ الحكماء خود چنين نوشته كه از اتفاقات عجيبه آنست كه مستسقى بود در بصره كه جميع اطبّا از معالجهء آن عاجز امده بالاتفاق كفتند كه اين قابل علاج نيست چون اين حكايت شنيد اميد از حيات خود منقطع كردانيده كفت مرا بكذاريد كه چند روز حيات دارم آنچه خواهم بخورم و بكرسنكى نميرم اطبّا كفتند هرچه ميل دارى بخور كه بعد از اين هيچ كس مانع تو نخواهد بود پس آن مرد گفت مرا بر سر كوچه بريد كه آنچه خواطر من خواهد از جماعتى كه در كوچها ميكردند و چيزهاى خوردنى و حلاوى ميفروشند بخرم و بخورم چنان كردند اتفاقا اول به او نظر او بر شخصى افتاد كه ملخ پخته ميفروخت طبيعت ملهمهء او ميل بان كرد از آن ملخ پخته قدرى با ملح تناول نمود و بعد از ساعتى شروع باسهال شد و چندان آب زرد متعفّن از شكم آن مستسقى برون آمد كه كمان هيچ احدى نبود كه اين مقدار آب از بدن ادمى تواند بود اما بعد از آن بالكليه از آن مرض نجات يافت چنان كه هيچ كس او را نمىتوانست شناخت چون اين خبر به اطبائى كه مدتى در معالجه او اوقات صرف نموده از علاج او مايوس كشته دست از معالجهء او برداشته بودند رسيد حيرت ايشان زياده شد چه ملخ بالطبع قابض است نه مسهل بالاخره يكى از آن اطبّا كه حدس او نسبت بساير طبيبان ديكر قوى بود بايع ملخ را طلبيده از وى پرسيد كه تو اين ملخ را از كجا صيد كردى و چهطور زمينى بود و در آن زمين چه كياه بود كفت من اين ملخ را از جائى صيد كردم كه در آن موضع غير از مازريون هيچ درخت ديكر نبود و خوراك اين ملخان همان مازريون بود پس آن طبيب چون اين حكايت شنيد خاطرش از آن دغدغه فارغ شد چه خاصيت مازريون اسهال رطوبات رقيقه است غايتش آنكه چون قوت اسهال آن بسيار قوى است چنانچه اكر به وزن يك درم تنها از مازريون به شخص دهند يحتمل كه آن مقدار اسهال اورد كه حبس آن ممكن نباشد و بنا بر خطرى و غائله كه دارد مازريون را تنها بدون مصلحات استعمال نمينمايند و عند الضرورة با مصلحات امتزاج نموده استعمال مينمايند و اينجا دو طبخ يافته يكى در شكم ملخ و ديكرى در آب كه ملخ فروش نموده و كسر كيفيت آن شده و باصلاح و اعتدال امده لهذا از آن اين عمل بيخطر و غائله بظهور امده و اين از الهامات جناب باريست تقدس مر طبيعت را [ طريق مدبّر نمودن مازريون ] طريق مدبّر نمودن مازريون آنست كه بكيرند برك قسم كبير آن را و دو شبانهروز در سركه بخيسانند و دو سه بار سركه را تغيير دهند پس شسته خشك كنند و نيم كوفته بروغن بادام كرده در اسهال مواد سوداوى و بلغمى تربد مدبر افتيمون پوست هليلهء زرد كل سرخ ربّ السّوس زيرهء كرمانى نمك هندى و در اسهال ماء اصفر ايرسا توبال النحاس اسارون عصارهء غافث افسنتين سنبل الطيب مصطكى و امثال آن اضافه نمايند و شرب آن با آب عنب الثعلب و آب رازيانه و خيارشنبر اولى است جوارش مازريون محمد بن زكريا مستسقى را نافع صنعت آن مازريون مدبر چهار درم ريوند چينى تربد سفيد مدبر لك مغسول مصطكى سنبل الطّيب ورق كل سرخ از هريك دو درم اجزا را كوفته و بيخته با سه وزن ادويه آب به شيرين بسرشند شربتى از دو درم تا سه درم فصل در ذكر نسخ حبوب مازريون حبّ مازريون استسقاى زقى را نافع بود صنعت آن مازريون مدبّر دو درم كل سرخ رب السوس از هريك يك درم كوفته و بيخته باب عنب الثعلب سرشته حب سازند و در سايه خشك نمايند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال با آب كرم حبّ مازريون ديكر استسقاى بارد را نافع است صنعت آن مازريون مدبر سكبينج از هريك نيم درم نمك هندى سركين كبوتر از هريك دانكى كوفته و بيخته حب سازند جمله يك شربت است حبّ مازريون ديكر كه از آن قويتر است صنعت آن مازريون مدبر نيم درم سكبينج يك درم شيح محرق ثلث درم فرفيون كثيرا از هريك ربع درم نمك هندى برك سداب اشق سركين كبوتر از هريك دانكى كوفته و بيخته حب سازند جمله يك شربت كامل است حبّ مازريون بنسخهء حكيم صالح خان ره مسهل ماء اصفر است صنعت آن مازريون سفيد مدبّر ده مثقال غاريقون هشّ سفيد پنج مثقال عصارهء غافث تخم كاسنى مقشر ريوند چينى از هريك سه مثقال تخم كرفس يك مثقال نيم كوفته و بيخته بسركهء انكورى پانزده مثقال سرشته حب سازند [ حبّ مازريون مشهور بحب ماى اصفر ] حبّ مازريون مشهور بحب ماى اصفر اول حتى از حبوب مركبه كه ابن جزله در منهاج ذكر كرده اينست ماى اصفر را كه عبارت از استسقا است نافع است صنعت آن مازريون مدبر صبر سقوطرى زرد بيخ سوسن آسمانگونى كه ايرسا است از هريك پنج درم لك ريوند چينى عصارهء غافث عصارهء افسنتين سنبل الطيب انيسون از هريك دو درم كوفته و بيخته باب رازيانهء تازه سرشته حبوب سازند هر حبّى به قدر نخودى شربتى نيم درم باب كاسنى تازه [ حبّ مازريون مشهور بحب سلامه استسقا را نافع باشد و قولنج بگشايد ] حبّ مازريون مشهور بحب سلامه استسقا را نافع باشد و قولنج بكشايد و اخلاط غليظه و فضول بلغميّه از بدن پاك كند صنعت آن تربد سفيد ده درم حب النّيل سه درم شبرم مازريون كثيرا از هريك دو درم و نيم اجزا كوفته و بيخته مقل دو درم در آب كندنا خيسانيده بسرشند و حب سازند جمله يك شربت است و اين همان حب مازريون بنسخهء شفائى است حبّ مازريون نافع به جهت استسقا صنعت آن مازريون مدبّر دو دانك كثيرا تربد سفيد افتيمون پوست هليلهء زرد ورق كل سرخ زيرهء كرمانى مدرّ بربّ السوس از هريك يك درم نمك هندى يك دانك كوفته و بيخته باب عنب الثعلب و آب رازيانهء تازه سرشته حب سازند حبّ مازريون ديكر آب زرد براند و استسقا را نافع باشد صنعت آن مازريون مدبّر دو دانك ايرسا توبال النّحاس اسارون مر صاف سكبينج كثيرا پوست هليلهء زرد تخم كرفس بستانى عصارهء افسنتين عصارهء غافث سنبل الطيب از هريك يك درم نمك هندى مصطكى از هريك يك دانك كوفته و بيخته بروغن بادام شيرين چرب كرده با آب عنب الثعلب و آب رازيانهء تازه سرشته حب سازند حبّ مازريون ديكر نافع بجهة استسقاى زقى صنعت آن مازريون مدبّر تربد سفيد افتيمون از هريك يك درم انيسون تخم كرفس پوست هليلهء زرد از هريك نيم درم كوفته و بيخته بكلاب سرشته حب ساخته در سايه خشك نمايند شربتى نيم درم حبّ مازريون ديكر كه همان نفع بخشد صنعت آن مازريون مدبر نيم درم روسنحتج دو دانك فرفيون يك دانك نيم نمك هندى سركين كبوتر از هريك دانكى حب سازند اين جمله ضعيف را دو شربت و قوى را يك شربت بود حبّ مازريون ديكر از محمد بن زكريّا صنعت آن ريوند چينى عصارهء غافث تخم كاسنى از هريك سه درم غاريقون پنج درم مازريون مدبّر چهار درم مغز بادام يك درم كثيرا دو دانك حب سازند شربتى دو درم حبّ مازريون ديكر بنسخهء شفائى كه همين نفع بخشد صنعت آن تخم مازريون مدبّر مغز بادام شيرين مقشر از هريك نيم درم شكر يك نيم درم كوفته و بيخته حب سازند جمله يك شربت كامل است و اكر بادام تلخ باشد بهتر است حبّ مازريون ديكر خداوند استسقاى زقى را نافع باشد صنعت آن ريوند چينى عصارهء غافث تخم كرفس از هريك سه درم غاريقون مازريون مدبّر از هريك ده درم و در نسخهء شفائى وزن غاريقون پنج درم و مازريون نه درم است و اكر حرارت در مزاج باشد عوض تخم كرفس تخم كاسنى نمايند اجزا كوفته و بيخته حب سازند شربتى يك مثقال و اكر مازريون را نيز پنج درم نمايند بيغايله است حبّ مازريون ديكر استسقاى زقى را نافع است صنعت آن تربد سفيد عصارهء غافث تخم كرفس از هريك سه مثقال غاريقون هش سفيد پنج درم مازريون مدبّر نه مثقال باب كرفس حب سازند دواء المازريون استسقا و امراض سوداوى و بلغمى را نافع باشد صنعت آن مازريون مدبّر يك درم